خرید بک لینک
عزیزم تو فکر میکردی زندگی انقدر طولانی هست که میشه همه چیزو بسازی خودتو عالی کنی و بعد بری سراغ ادمایی که میخوای دستشونو بگیری بگی چشماتونو ببندین و بعد ببریشون رو به روی اون چیزی که از زندگیت ساختی و

برچسب: نویسنده: بهنام کوهی تاريخ: دوشنبه 21 بهمن 1398 ساعت: 5:56

یه هفته مونده تا تولدت
باید هیچکاری نکنم
باید هبچکاری نکنم
هبچکاری نکنم
هیچکاری
هیچ
هی
هعی...

برچسب: نویسنده: بهنام کوهی تاريخ: دوشنبه 21 بهمن 1398 ساعت: 5:56

راستشو بخوای، دلم برات تنگ شده، برای اینکه این روزا از درگیریام بهت بگم و تو نه قربون صدقه م بری نه چیزی فقط و فقط گوش کنی، میدونی رابطه منو تو ایده آل ترین نوع دوستی ای بود که من دوست داشتم اما کاش و

برچسب: نویسنده: بهنام کوهی تاريخ: دوشنبه 21 بهمن 1398 ساعت: 5:56

امان از وقتی که ادم میره تو خیابون و هی چشم میگردونه هی چشم میگردونه دنبال یه استایل آشنا، امان از وقتی که میره یه کافه پرخاطره یه جایی که مهم ترین اتفاقای رابطه توش افتاده، امان از تو که چهارشنبه تولدته، امان...

برچسب: نویسنده: بهنام کوهی تاريخ: دوشنبه 21 بهمن 1398 ساعت: 5:56

این شعر رو خیلی قبل تر ها خونده بودم خیلی خیلی قبل تر ولی نمیفهمیدمش، این چند روز که رفتم و گشتم و پا گذاشتم به تمام خیابونای باهم بودنمون، فهمیدم مولانا چی میگفت، حبس حبس حبس... چه کلمه به جایی چه کل

برچسب: نویسنده: بهنام کوهی تاريخ: دوشنبه 21 بهمن 1398 ساعت: 5:56

از الان تا تولدت بیستو چهار ساعت مونده بیستو چهار ساعتی که نمیدونم قراره چجوری بگذره ولی میدونم انرژی زیادی ازم میبره اما حرف س رو باید با خودم مدام و مدام تکرار کنم، س میگفت تولدش فرصت خوبیه برای اینکه بفهمه از دستت داده واقعا
راست میگه
تو منو از دست دادی و حتی با تولدتم نمیتونی برم گردونی...

برچسب: نویسنده: بهنام کوهی تاريخ: دوشنبه 21 بهمن 1398 ساعت: 5:56

تولدت شد و دوساعته که هیچ خبری نیست نه از طرف من نه از طرف تو، خوبه خوبه :)

برچسب: نویسنده: بهنام کوهی تاريخ: دوشنبه 21 بهمن 1398 ساعت: 5:56

00:00 شد بالاخره
و الان دیگه شونزدهم نیست...

برچسب: نویسنده: بهنام کوهی تاريخ: دوشنبه 21 بهمن 1398 ساعت: 5:56

خدایا منکه خبر ندارم چی برام مقدر کردی ولی میدونم حتما بهترین چیزه فقط تو راه اون بهترین چیز کمکم کن، کمکم کن که قوی باشم کمکم کن که ادامه بدم تو اون راهی که تو میخوای، برمیگردم سمتت و میدونم که تو ارامشمی میدونم که تو کمکم میکنی من حست میکنم من حست میکنم...

برچسب: نویسنده: بهنام کوهی تاريخ: دوشنبه 21 بهمن 1398 ساعت: 5:56

صفحه بندی